مدافعین فرهنگی

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست                طاقت بار فراق این همه ایامم نیست 

خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد                 سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

میل آن دانه خالم نظری بیش نبود                        چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست

شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن                      بامدادت که نبینم طمع شامم نیست

چشم از آن روز که برکردم و رویت دیدم                 به همین دیده سر دیدن اقوامم نیست  

نازنینا مکن آن جور که کافر نکند                          ور جهودی بکنم بهره در اسلامم نیست                    

گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف                 من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست               

نه به زرق آمده​ام تا به ملامت بروم                      بندگی لازم اگر عزت و اکرامم نیست

به خدا و به سراپای تو کز دوستیت                       خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست

دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکن                        به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست  

سعدیا نامتناسب حیوانی باشد                          هر که گوید که دلم هست و دلارامم نیست                             

   

 



+نوشته شده در 89/02/18ساعت21:36توسط man | |

و دفاع همچنان باقی است!

چند سال پیش:



و اما : 

چند سال بعد:

 قضاوت از شما











+نوشته شده در 89/02/15ساعت13:56توسط man | |

شيطان كه رانده گشت يك خطا بيشتر نكرد           خود را براي سجده آدم رضــــا نكرد

شيطان هـــزار مرتبه بهتر ز بي نـــــــــــماز           او سجده را بر آدم و اين بر خدا نكرد




+نوشته شده در 89/02/04ساعت15:48توسط shab | |

 

بحث رو اینبار میخوایم از یک دید دیگه دنبال کنیم  بند "پ"

 

با یک تمثیل ساده به دستگاه ایمنی بدن می توان چنین بیان کرد که تا این دستگاه وظیفه خود را به خوبی انجام دهد بیشتر عوامل خارجی حتی قادر به وارد شدن به بدن نیستند ولی با شکستن سد های دفاعی و ضعیف شدن بدن حتی یک بیماری ساده نیز می تواند انسان را از پا در بیاورد .

ویروسهایی که امروزه در جامعه ما رسوخ کرده و آن را مورد هدف قرار داده اند شاید خارج از حیطه تهاجم فرهنگی تعریف شوند .

عواملی چون رشوه و پارتی که به اصطلاع عامه به بند "پ" مشهورند امروزه مواردی هستند که در سطوح خرد و کلان جامعه مارا آلوده کرده و حتی در بعضی مواقع به جرات میتوان گفت که جلوی تنفس جامعه را نیز گرفته اند .

این ها عواملی هستند که در ابتدا توسط افراد خاصی جهت ناحق کردن حق به کار میروند و موضوع زمانی بحرانی می شود که دستگاه های اداره کننده ی جامعه از برقراری عدالت و دفاع  از حق ،عاجز مانده و باعث تشدید گسترش این بیماری در جامعه می شوند و در نهایت بیماری به حدی پیش میرود که جامعه این ویروس ها را جز جدانشدنی در امور اجرایی خود می یابد . در این زمان هست که افراد سالم هم نه برای ناحق کردن حق ، بلکه برای گرفتن حق خود ناچار به استفاده از روش های آلوده و به اصطلاح بند "پ" شده و بعد از مدتی عادت به انجام امور خود بدین نحو میکنند و به اصطلاح شیرینی آن در دهانشان مزه داده و بدین ترتیب کل جامعه درگیر بیماری وحشتناکی میشود که نتیجه آن سپردن کارهای بزرگ به افراد کوچک و کارهای کوچک به افراد بزرگ و در نتیجه مرگ تدریجی جامعه می شود .

در چنین جوامعیست که تشخیص حلال از حرام مشکل شده و حقیقت رنگ میبازد و اینک این بدنه بیمار تضعیف شده آماده حجوم انواع بیماری های فرهنگی و اجتماعی نظیر دزدی ،قتل و تجاوز به عنف ، لختی و مقدس مآبی و ... می شود که اینها همه زمینه ساز مکتب های انحرافی نظیر شیطان پرستی و یا به عبارتی شر پرستی در سطح جامعه شده و در نهایت بوی تعفن تمام پیکره اجتماع را فار می گیرد .

 

با نگاهی دقیق به جامعه کنونیمان ویروسهایی از این قبیل را بیشتر خواهیم دید که از صف نان وایی ها ،گرفتن وام و کشیدن آب و گرفتن وقت پزشک تا تعیین سیاست های کلان اقتصادی و سیاسی کشور را آلوده کرده اند .

مبارزه با تهاجم فرهنگی خارجی تا زمانی که چنین بیماری هایی در جامعه جولان میدهند امریست غیر ممکن که حتی باعث تشدید آن نیز میشود زیرا بیماری جامعه درست تشخیص داده نشده است .

 

از دوستان عزیز خواهش میکنم با همفکری و ارسال نظرات خود در مواردی از این قبیل باعث بهبود اطلاع رسانی و یاد آوری  ما شده و همچنین با برقرار کردن مباحثی در زمینه های اینچنینی در جمع های دوستانه خود به مبارزه با این بیماریها بپردازند .

+نوشته شده در 89/02/03ساعت19:1توسط shab | |

تهاجم فرهنگی و فرهنگ تهاجمی

عمده ترین مشکلی که جامعه مسلمان امروزی با آن دست به گریبان میباشد تهاجم فرهنگی و رویارویی با فرهنگ تهاجمی غرب میباشد که هوشمندانه جهت ضربه زدن به اساس اعتقادات اسلامی و انسانی طراحی و گسترش یافته است .

علت این امر نیز گسترش رسانه ای فوق العاده در عصر حاضر و یکه تازبودن  رسانه ای دشمنان انسانیت و اسلام و  غفلت جامعه انسانی و اسلامی در این امر میباشد بنحوی که در پاره ای از موارد نتنها در مقابل دشمن نمی ایستند که با او همراهی نیز میکنند.

و همه اینها به خاطر شناخت سطحی و تک بعدی در باره اسلام و ارزشهای انسانی می باشد. بسیار مبرهن و آشکار است که صف آرایی مستقیم در برابر ارزش های اسلامی و انسانی چیزی جز شکست برای دشمنان به ارمغان نمی آورد و دشمن نیز به این امر آگاهی یافته و در سایه غفلت مسلمین از مواضع غیر آشکار دست به حمله زده و بعد از سست کردن اساس اعتقادی مسلمین دست به حمله مستقیم میزند

یکی از مصادیق این حربه در تعریف و طرز فکر القا شده در مورد تهاجم فرهنگی می باشد که در سطح جوامع اسلامی گسترش یافته است .صحبت از تهاجم فرهنگی در اکثر موارد تنها سه عنصر پوشش ،ماهواره و اینترنت را در ذهن خطور می دهد .

اما به نظر می رسد این نوع طرز فکر خود بخشی از تهاجمی است که به آن اشاره شد .طرز فکری که شاید بیشتر برای مهاجمین خوش آیند باشد تا مدافعین.

در این ضمینه میل به روشهای تغذیه ای و الگوهای تغذیه ای غربی که حتی تا سفره های افطاری روزه داران نیز پیش رفته و بحث نوع تبلیغ و بسته بندی مواد غذایی از مواردیست که می توان به آن اشاره کرد !

الگوهای تغذیه ای که با کمترین الگوگیری از روشهای تغذیه اسلامی و تنها با ترجمه متون خارجی در دانشگاهها تدریس می شوند خود نوعی تهاجم فرهنگیست که همانند بسیاری از موارد دیگر در سطح جامعه رسوخ پیدا کرده است .

در بحث بسته بندی و تبلیغات مواد غذایی نیز مصادیق تهاجم فرهنگی مشهود است

به عنوان مثال در بسته بندی مشروبات بدون الکل و حلال که در مواردی کاملا مشابه بسته بندی های الکلی می باشد و این خود باعث شکسته شدن قبح استفاده از این نوع مشروبات در جامعه می باشد !

ویا حجمه تبلیغاتی وسیع ضد اسلامی که در پوشش به اسلام گرویدن ستاره های هالیوودی ، فوتبالی و خواننده گان و افراد مشهور و متاسفانه با همراهی رسانه های مسلمین به وقوع می پیوندد .

ستاره های محبوبی که دشمنان با استفاده از شهرت آنان قصد در انحراف اسلام و ترویج اسلام آمریکایی دارند .

به عنوان مثال یکی از فوتبالیست های مشهور بعد از گرویدن به اسلام در مصاحبه ای چنین بیان می کند : دو نوع اسلام و جود دارد ، اسلام خوب و بد که من اسلام خوب را پذیرفته ام و کسی نباید از آن بترسد !

با دقت در این جملات به سادگی می توان به حجمه ضد اسلامی آن پی برد

 

و اینها تنها مواردیست از هزاران موارد پنهان که امروزه اساس اعتقادی جوامع انسانی و اسلامی را مورد هدف قرار داده اند و امید است با تفکر و تعقل در سیره انبیا و امامان و تمسک به قرآن بار دیگر دست سربازان حذب الشیطان را در نیل به اهدافشان که همواره دور کردن انسان از اصل خود و مشغول کردن او به مسائل بیهوده است  کوتاه کرده و ضمینه ظهور حضرت و تحقق حکومت جهان شمول اسلامی را فراهم نماییم .

+نوشته شده در 89/02/02ساعت9:6توسط shab | |




بسمه تعالی

 حتما تا حالا زیاد اسم تهاجم فرهنگی به گوشتون خورده ؛ نه؟

خداییش وقتی اسم تهاجم فرهنگی میاد به چی فکر می کنین؟

به احتمال زیاد لباس و ماهواره و اینترنت .

همین

همین و بس

اما به نظر می رسد این نوع طرز فکر خود بخشی از تهاجمی است که همیشه صحبتش هست.

طرز فکری که شاید بیشتر برای مهاجمین خوش آیند باشد تا مدافعین.

برای مثال می توان در مورد تهاجم های تغذیه ای هم صحبت کرد.

که ان شا الله  مثالهایی چند در این مورد طی مطالب آتی ارائه خواهد شد. که در این گفتار فقط به یک مورد جزئی و ریز در این مورد اشاره می شود.

فقط خواهشا اگه مبتلا به زخم از این تهاجم هستین لطفا منطقی فکر کنین!!!


یکی از مثال هایی که می توان نام برد ما الشعیر بدون الکل هست.

حقیر کاری به تاریخچه و پیدایش این ماده خوراکی حلال ندارم.

بحث اصلی نوع بسته بندی ماده مذکور است

سوال اینجاست که چرا ما الشعیر در ظروف و بسته های کاملا مشابه انواع الکل دار حرام ارائه می شود.

البته منظور من نوع شیشه و رنگ شیشیه نیست. بحث روی بسته بندی و تلاش هرچه بیشتر دوستان و نارفیقان تولید کننده داخلی بر مشابهت باز هر چه بیشتر به مسکرات است.

در این که ماده داخلی حلال هست شکی نیست لیکن حلال بودن ما الشعیر بدون الکل دلیل بر استفاده از این نوع بسته بندی نیست. آنهم نوعی بسته بندی که قبحیت مواد الکل دار در چشم افراد جامعه را نیز از بین برده است.

دوستان و همسنگران عزیز؛

به نظر شما این همه تبلیغ آنهم به صورت غیر علمی و از طریق رسانه ها و نشریات غر علمی نشانگر چیست؟

به نظر شما این نوع بسته بندی نشانگر چیست؟

اگر مغازه ای در بین نوشابه های حلال اقدام به فروش نوشابه های حرام بکند متوجه خواهید شد؟

اگر نزدیکانتان با استفاده از شکر و مخمر و ... اقدام به تولید شراب از ما الشعیر بکنند متوجه خواهید شد؟

آیا هنوز مایل به استفاده از این ماده آنهم با شرایط مذکور هستید؟



من

بهمن ماه 1388



+نوشته شده در 88/11/18ساعت22:38توسط man | |


سلام

خیلی وقت بود به قول یکی از دوستان دست به کیبورد نشده بودم ، بیشتر با انتخاب شعر حرف خودم رو میزدم.

ولی خوب هنوز یادم نرفته که در دین من خواندن و نوشتن بعنی چی ....

خلاصه دوباره دست به کی بورد شدیم تا شاید با نظرات شما بتونیم یه کارایی بکنیم.

و اما بعد

همه شنیدیم که هرکس بمیرد و  امام خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

قال رسول الله:«من مات و هو لایعرف امامه، مات میتةً جاهلیه». ( میزان‏الحکمه، ج 1، ص 171، ح 840.)  

حالا سوال اینجاست که منظور از مرگ جاهلیت  چیست؟

خیلی ها منظور از این جمله را به سادگی مرگ توام با نادانی معرفی کرده اند. اما این معنی ساده زیاد آدم را ارضا نمی کند. چرا که نادانی با توجه به انواعش زیاد هم مشکل دار نیست.

و اما نظر من

همانطور که می دانیم جاهلیت در ادبیات اسلام اسم یک دوره هست به عبارت بهتر جاهلیت دقیقا اسم دوره قبل از ظهور اسلام هست.

با این تفسیر میشود این طور نتیجه گرفت که منظور از مرگ جاهلیت مرگ بسان مرده های قبل از ظهور اسلام هست نه بسان مرده های نادان. هرچند در اشاره به معنی امام راه گریز برای برخی از برادران سنی و نابرادران وهابی هنوز باز هست و منظور از این نوشتار قطعا خروج از دین این افراد را شامل نمی شود.

اما در فرهنگ شیعی معنی امام مشخص هست و باید گفت کسانی که سخن صربح رسول الله را به ضم خود و برای خود تفسیر و تعبیر می کنند در اشتباهی بزرگ به سر می برند.

هر چند برخی  نیز تفسیر دوم را با استفاده از قواعد عربی ضعیف و غیر قابل قبول می دانند. پس از دوستان کارشناس امر خواهشمندم در این مورد حتما نظر خودشون رو ارائه بدهند. چون من با عربی زیاد آشنا نیستم ولی اگر ترجمه بی نقص باشد تفسیر دوم به قطع منطقی تر از تفسیر اول هست.


+نوشته شده در 88/11/14ساعت13:23توسط man | |


در نوازش هاي باد ،
در گل لبخند دهقانان شاد ،
درسرود نرم رود ،
خون گرم زندگي جوشيده بود .

نوشخند مهر آب ،
آبشار آفتاب ،
در صفاي دشت من كوشيده بود .

شبنم آن دشت ، ازپاكيزگي ،
گوييا خورشيد را نوشيده بود !

روزگاران گشت و .... گشت :

داغ بر دل دارم از اين سرگذشت ،
داغ بر دل دارم از مردان دشت .

ياد باد آن خوش نوا آواز دهقانان شاد
ياد باد آن دلنشين آهنگ رود
ياد باد آن مهرباني هاي باد
” ياد باد آن روزگاران ياد باد “

دشت با اندوه تلخ خويش تنها مانده است
زان همه سرسبزي و شور و نشاط
سنگلاخي سرد بر جا مانده است !

آسمان از ابر غم پوشيده است ،
چشمه سار لاله ها خوشيده است ،

جاي گندم هاي سبز ،
جاي دهقانان شاد ،
خارهاي جانگزا جوشيده است !

بانگ بر مي دارم از دل :
- ” خون چكيد از شاخ گل ، باغ و بهاران را چه شد ؟
دوستي كي آخر آمد ، دوستداران را چه شد ؟‌“

سرد و سنگين ، كوه مي گويد جواب :
- خاك ، خون نوشيده است !



+نوشته شده در 88/11/09ساعت9:28توسط man | |



  از بخت بد من آیینه دار شهر کوران گشته ام!!!!!!!!!!  


+نوشته شده در 88/11/07ساعت23:1توسط man | |

بار خدايا
اين قوتم ده که بنويسم
آنچه در دل مي پرورم
و آنچه در جويبار فکرم جاريست

جاري کنم هر آنچه در سرشتم نهادي
تا شايد
روزي
توانايي آن داشته باشم
که سيراب کنم
اين تشنه نهال وجودم را

بار خدايا
باران معرفتت بر صحراي منيتم بباران
و نسيم دلم را به عطر پيراهن يوسفت آغشته
تا ديده گان دلم بينا شوند

و آنگاه هر آنچه در درونم شعله ور ساخته اي
از ديدگانم صورتم بباران
تا توانايي ديدن غير تو را نداشته باشند

+نوشته شده در 88/11/03ساعت10:7توسط shab | |